ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

497

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

مؤلّفات تازهء فارسى ، چون هفت اقليم ، يا تركى ، چون كتاب سپاهى زاده ، بحريّه ، تحفة الزمان ، و مناظر العوالم ، جزو منابع اساسى اوست . محقّق كنجكاو دربارهء جهان‌نما بايد پيش از هر كار مطالب متعلق به حاجى خليفه را ، يعنى آنچه مربوط به دوران سلطنت مراد چهارم و ابراهيم و محمّد دوّم ( نيمه قرن شانزدهم / دهم ه . ) است ، از مطالب سلف وى جدا كند . اين كار آسان نيست ، زيرا حاجى خليفه ، به خلاف محمّد عاشق ، در متن كتاب از منابع خود ياد نمىكند بلكه به اشاره در مقدّمه بس مىكند ؛ بجز در مورد انيس المسامرين مربوط به ادرنه كه در مقدّمه نيز از آن يادى نيست . 138 بنا بر اين محقّق بايد دربارهء حاجى خليفه و متون سابق جغرافيايى از اين نظر رايج و نادرست بپرهيزد كه هر چه قيد اقتباس از مؤلّفان ديگر ندارد از حاجى خليفه است . 139 وى قسمت زيادى مطالب خويش را از مناظر العوالم گرفته ، ولى در همهء موارد مطالب وى از آن مفصلتر است . در قسمت مربوط به دولت عثمانى ، كتاب وى بسيار مفصّل است تا آنجا كه مىتوان آن را نخستين و تنها گزارش مربوط به امپراتورى عثمانى به قلم يك مؤلّف ترك به حساب آورد . حاجى خليفه ، چون محمّد عاشق ، به طور منظّم براى فراهم آوردن مطالب جغرافيايى سفر نكرد ، ولى خوب مىدانيم كه بسيار سفر كرد و در چند لشكركشى شركت داشت و از مقام دولتى براى استفاده از مدارك رسمى بسيار كمك گرفت . هنوز هم مطالعهء انتقادى متن جهان‌نما كمال ضرورت دارد ، زيرا اين كار در مراحل اوّل است . كوشش تشنر كه در ضمن مقالات خويش پاره‌اى مسائل مهم مربوط به تاريخ كتاب را روشن كرد ، اهميت فوق‌العاده دارد ولى هنوز بسيارى نكات آن در انتظار تحقيق مانده است . جهان‌نما براى نسلهاى بعد يك كتاب جامع و درجهء اوّل است و ، مانند همهء مؤلّفات رايج و معروف ، متن مؤلّف از اضافات بعدى مشخص نيست ، و اين قضيّه كار محقّق را دشوارتر مىكند . 140 قضيّهء نقشه‌ها و طرحها كه به اختلاف نسخه‌ها ، سى و نه يا چهل و يك مىشود از اين آسانتر نيست . همهء نقشه‌ها با كمى تفاوت در نسخه‌هاى قسمت آسياى جهان نما ، كه به سال 1732 / 1145 ه . به وسيلهء ابراهيم متفرّقه چاپ شده ، وجود دارد ، ولى چون با مكتب عربى ارتباط ندارد ضمن مجموعهء مفصّل كونرادميلر نيامده است . علاوه بر اين ، اين نسخه‌هاى خطّى از نظر نقشه‌نگارى مورد رسيدگى دقيق قرار نگرفته است . بلوشه دربارهء نسخهء خطّى پاريس مورّخ به سال 1729 / 1142 ه . ، كه بابينگر آن را نديده بود ، 141 نكات جالب دارد ؛ 142 نسخه را شخصى به نام محمود بن عبد اللّه نوشته و ظاهرا نقشه‌ها از ديگرى است . بيشتر نقشه‌ها و اشكال نقشه‌اى تقليد خالص نمونه‌هاى اروپايى است و اين مطلب مخصوصا در « نقشهء جهان » و « گلباد » ( وردة الرياح ) كه خوب رسم شده صادق است . مانند نقشه‌هاى اروپايى ، سمت شمال بالاست .